درد شیرین
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:42
آنجا که آسمان هر چه بلندتر میشود، نفس تو تنگتر؛ گویی رازی از مهر در دل پنهان داری که سنگینیاش قلبت را میفشارد. چشمانت میسوزند، و آهی بیصدا از عمق جانت، تمام بیکسیهایت را در آغوش میکشد. هرچه به اطراف مینگری، هیچ روزنی از نور نمییابی.تنهایی، نیرویی مرموز، گامهایت را سست میکند. راه میروی،...
معکوس
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:42
دیوانه ای زیر نور ماه مانده پای آبله از راه دراز ... معکوس هر چی برای به دست آوردن تلاش میکنم بیشتر از دست میدم + نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۳/۱۱/۰۱ساعت ۱۰:۳۲ ب.ظ توسط مهران | گاهی قلم به دست میگیرم و مینویسم، گاهی قلم مرا به دست میگیرد و ...دلیل برای ماندن نیست.هجوم هیچ در خالی اطراف مرا محصور کرده است...
چرا؟
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:42
دیوانه ای زیر نور ماه مانده پای آبله از راه دراز ... چرا ؟ چرا تموم نمیشه ؟ + نوشته شده در جمعه ۱۴۰۳/۱۱/۰۵ساعت ۷:۹ ب.ظ توسط مهران | گاهی قلم به دست میگیرم و مینویسم، گاهی قلم مرا به دست میگیرد و ...دلیل برای ماندن نیست.هجوم هیچ در خالی اطراف مرا محصور کرده است.می نویسم تا قلم تنهاییم را نقاشی کرده ب...
کفاره
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:42
دیوانه ای زیر نور ماه مانده پای آبله از راه دراز ... کفاره به کفاره ی عشق بدل شدم ... + نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۳/۱۲/۱۳ساعت ۶:۵۶ ب.ظ توسط مهران | گاهی قلم به دست میگیرم و مینویسم، گاهی قلم مرا به دست میگیرد و ...دلیل برای ماندن نیست.هجوم هیچ در خالی اطراف مرا محصور کرده است.می نویسم تا قلم تنهاییم را...
سکون
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:42
دیوانه ای زیر نور ماه مانده پای آبله از راه دراز ... سکون ما ایستاده ایمو زمان از ما میگذردو سلولهای ما را تغییر میدهدما ایستاده ایم + نوشته شده در شنبه ۱۴۰۴/۰۳/۰۳ساعت ۴:۱۵ ب.ظ توسط مهران | گاهی قلم به دست میگیرم و مینویسم، گاهی قلم مرا به دست میگیرد و ...دلیل برای ماندن نیست.هجوم هیچ در خالی اطراف ...
پاوز
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:42
"نوشداروی دیر به مزار رسیده." این نام واقعی توست، که دیر رسیدهای و امید به شفا در دلم مرده و چنان منجمدم که قطبها از دلم یخ برمیدارند و روی کبودی دلشان میگذارند.جادویی نمانده عزیزدلم. نه در سکوت طولانی صبورانه تو و نه در اشتیاق مدام سرکوبشدهی من. همهچیز ملال مطلق است، مثل برگی پامال شدهام که...
خشنودم
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:42
دیوانه ای زیر نور ماه مانده پای آبله از راه دراز ... خشنودم سیانور سفارش دادم :)خشنودم + نوشته شده در پنجشنبه ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ساعت ۸:۴۱ ب.ظ توسط مهران | گاهی قلم به دست میگیرم و مینویسم، گاهی قلم مرا به دست میگیرد و ...دلیل برای ماندن نیست.هجوم هیچ در خالی اطراف مرا محصور کرده است.می نویسم تا قلم تنهاییم ...
باز
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 17:42
دیوانه ای زیر نور ماه مانده پای آبله از راه دراز ... باز ویرانم کردو باز خودم را سرپا کردمتابازخانه اش باشم + نوشته شده در شنبه ۱۴۰۴/۰۷/۲۶ساعت ۳:۵۶ ب.ظ توسط مهران | گاهی قلم به دست میگیرم و مینویسم، گاهی قلم مرا به دست میگیرد و ...دلیل برای ماندن نیست.هجوم هیچ در خالی اطراف مرا محصور کرده است.می نوی...
غروب
-
تاریخ: 1403/5/8 ساعت: 1:40
غروب که میشود دلم میگیرد مثل همه یا شاید مثل خیلی ها، خیلی هایی که وقتی غروب می شود انگار حسرت هایشان در ته وجودشان قل قل می کند، حسرتهایی که انباشته اند در قدم قدم این زندگی.انگار غروب که می شود حسرت ها زنده می شوند، مچاله ات می کنند، هرچقدر که سرخوش باشی آن لحظه غمی در دل پدیدار می شود و پا روی بر...
داستانک
-
تاریخ: 1403/4/27 ساعت: 19:07
گفت : یه کم برو عقب تر میخوام نفس بکشمگفتم چشمگفت : اینکه هی قرار باشه ببینمت باعث میشه نتونم برای زندگیم برنامه ریزی کنم و چیزایی که میخوام را بهش برسم، میشه دیدارهامون کم بشه ؟گفتم چشمگفت : میشه دیدارهامون برنامه ریزی شده نباشه ؟ انگار اینکه فلان روز و فلان روز باید ببینمت مثل میخ خورده وسط زندگیم...
عطف
-
تاریخ: 1403/4/27 ساعت: 19:07
امروز یک نقطه ی عطفه، من قراره تغییر کنم.اینو نوشتم یادم باشهاین افق جدید شاید زیباتر باشد."آتیش رسیده تا صد سپیده، بیداری یا نه ؟ما پریم از جای خالی دردهای هممیرسن پرنده های هر شب امید به اوج دور، کشتراز نورزخم هر سفرو تن هر حادثه رودل تب به سلامت شببا تو سر کشیدیم دردو پر کشیدیممردن پر، از سرما پژ...
واپسین تلاشها
-
تاریخ: 1403/4/12 ساعت: 16:53
به یغما میبرم هر آنچه ساخته امناتمام میگذارم تمام امیدم را تمام عاشقیم رااینبار نقطه ی عطفی خواهم شد بر تمام کهکشان هاتمامیتم را چه سوداین لجاجت سیاه را رها خواهم کردمیروممیروممیروم. + نوشته شده در پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۰۷ساعت ۱۰:۳۱ ب.ظ توسط مهران | Adblock test (Why?)
شورانگیز
-
تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 15:51
سازیست به نام شورانگیز داستان جالبی دارد :"ابداع اولیه ی این ساز توسط استاد حسین علیزاده انجام شد. همچنین استاد علی قنبری مهر برای اولین بار به سفارش استاد علی تجویدی ساخت این ساز را بدست گرفتند و اولین شورانگیز در ایران به دست ایشان ساخته شد.الگوی ساخت شورانگیز از سه ساز کهن و اصیل ایرانی با نام ها...
دایره
-
تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 15:51
حضور معترض آب روی ریشهء درخت مثل کلمات است در ذهن من ...مینویسم و مینویسم ...به لجن گرفتن حوض خاطراتم نگاه میکنم ! هنوز سبز است ! مگر سبزی نشان تازگی نیست u200d؟فکر میکنم ...تنها فکر میکنم ...چهار دیوار دور افکارم کشیده شده ، چهار دیوار کبود و خاکستری ، چهار دیوار ضخیم و قدیمی،خاک گرفته و متروک ، ان...
ناتمام های حزن آلود
-
تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 15:51
بیگاهه هایی هست برای نگاه، شبیه موسم تغییر فصل ها،از فصل خاموشی به فریاد، از فصل عبور به ایستایی، از فصل سرور به لهیدگیبیگاهه هایی هست برای تماشاتماشای عطف نمودارهای زیستن، ایستادن بر فراز یا فرود خطهایی که قرار است بشکنندخموده می شوند به سمتی دیگر، عبور می کنند از تمنای رسیدن ! چونان که همیشه رسیدن...
وفا
-
تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 15:19
وفا نکردی و کردمنمیدونم، من که به همه چیز و همه کس وفا میکنم.میگن دنیا وفا نداره.شایدم به جنگ با دنیا رفتمبرای همین له لهمشایدله لهم + نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۳/۰۳/۲۱ساعت ۲:۴۴ ب.ظ توسط مهران | Adblock test (Why?)
غمباد
-
تاریخ: 1403/3/9 ساعت: 13:30
غمباد چیز خاصی نیست، همین روزمرگی های ماستچیزی زیر پوست لحظه ها که گه گاه با آهی آنرا استفراغ می کنیم.همین نگاه های خیره به نقطه ای که هیچ نمی دانیم کجاست و چه رنگی است.همین ریز ریز شدن زیر آوار زندگیعمباد چیز خاصی نیستدر دل همه خانه دارد.غمباد همان شب هاییست که بیدار میمانیم تا صبح نشودیا صبح هایی ...
جاودانگی
-
تاریخ: 1403/2/27 ساعت: 12:07
جاودانگی دلیل تلاش بشر برای تولید این همه علم است درحالی که مرگ سزاوار این همه فرار نیست.در جاودانگی حسرتی است تمام ناشدنی.اما در آغوش مرگ،آرامشی است بی انتها.زندگی زمانی زیباست که سایه ی مرگ را حس کنیم و برای آمدنش کوله باری از لحظات زیستن ببندیم.چه عاجزانه برای ذره ای بیشتر زیستن تلاش می کنیم!حال ...
هبوط
-
تاریخ: 1403/2/18 ساعت: 10:02
و این بار همهبوطاز ارتفاعی بیشتر ...دیگر جای سالم ندارممگر خاکسترم را بخواهی لگد مال کنیآخرین ضربه را مکمتر بزنجهان + نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۳/۰۲/۱۰ساعت ۱۱:۳۱ ق.ظ توسط مهران | Adblock test (Why?)
-
تاریخ: 1403/2/18 ساعت: 10:02
چه مذبوحانه می دوممثال اشتری در بیابانبه دنبال سرابی بی فرجامگلو پاره میکنم تا اثبات کنم آنچه در دل دارمو چه خصمانه پشت آوار سنگین بی کسی رها می شومدلم مملو از مهر استمثال بره ای که از خوردن علف ناعرف شکمش باد کردهبه در و دیوار می زند، ذره ذره با تلاش باد را از خودش خارچ می کنداما چه سود که بوی تعفن...