این روزا حس تنهایی و بی کسیم بد جوری به چشم میاد
الان دارم اینو گوش میدم ...
ما را غرض بجز رخ گل از بهار چیست ؟
خوش تر ز روزگار ز دیدار یار نیست
یک روز عمر دیدنت ای گل غنیمت است
روزی که بی تو میگذرد روزگار نیست
ساقی بریز باده و می نوش و غم مخور
که امروز را به روز دیگر اعتبار نیست
دوشینه می گذشت عسس از کنار شهر
می گفت زیر لب که کسی هوشیار نیست
دست طلب به پیش فرومایگان مبر
ما را امید جز کرم کردگار نیست
آهنگ را اینجا گوش کنید
برچسب:
نویسنده: بهار کاظمیان